کرمانشاه – خبرگزاری مهر: یک شاعر کرمانشاهی با بیان اینکه، سپردن عمل به دست الفاظ ، استعمال بی حساب صور شاعرانه است گفت: در واقع شاعر جلوس دنیای خدشه ناپذیر و بی نقصی را که با خود او در تعامل کامل باشد انتظار می کشد.

به گزارش خبرنگار مهر، سالهاست که با ورق زدن تقویم و رسیدن به 27شهریور، روز شعر و ادب فارسی به یاد شاعران دیارمان می افتیم و با مصاحبه ای و یادداشتی سعی در منعکس کردن احوال آنان داریم و این کار تنها بخش کوچکی از اوضاع شاعران این دیار را به تصویر می کشد و مطمئنا ناگفته های زیادی در این زمینه وجود دارد که زبان قاصر از بیان آن است، اینبار به بهانه این روز به  سراغ یکی از فرهیختگان این ملک رفتیم تا قدری از شعر و احوالات آن بپرسیم.

جعفر کازرونی متولد هفت خرداد 1325 در دیار کرمانشاه چشم به جهان گشود وی تحصیلات ابتدایی، راهنمائی، متوسطه و دانشگاهی خود را در کرمانشاه گذراند و در سال 1349موفق به اخذ مدرک لیسانس شیمی شد و در سمت دبیری خدمت گزاری کرد. وی در سال 1358 موفق به اخذ فوق لیسانس تعلیم و تربیت شد و در کنار معلمی در عرصه فرهنگ و هنر این دیار نیز تلاشهای بسیاری کرد و کتب مختلفی در زمینه های، شعر، رمان،  داستان و تاریخ از وی به چاپ رسیده است.

از آثار چاپ شده وی می توان به مجموعه شعرآواز، رمان لا له های تلخ، وقتی دانه های برف به رقص در می آیند آادمک ها، مجموعه داستان بوی نان، مجمو عه داستان هوار،داستان بام غلتان،داستان شاهمراد، رمان بیرق های سرخ ،رمان راه جنگ ،جنگ ادبی هنری فراتاش 1 (نقد داستان و شعر ) نقد و بررسی و تلخیص  آثار  علی محمد افغانی ،آثار علی اشرف درویشیان در بوته نقد ،داش آکل و زبان نگارش آن ،روند ادبیات نگارشی در ایران ، نگاهی به شعر معاصر (برای اولین بار در ایران) ،شاملو و زبان شعر او _ شاملو شاعر قلب ها اشاره کرد .

وی در زمینه های تاریخی نیز آثار متعددی از جمله کتاب دو جلدی پهلوانان (تاریخ و اسطوره ) تاریخ پهلوانی کرمانشاه در دو قرن اخیر و فاتحان ( تکمیلی 1 پهلوانان) را چاپ رسانده است و هم اکنون آثار متعددی در زمینه های مختلف بررسی اشعار فروغ فرخزاد به شکل هرمونوتیک  قابل ذکر است.

مصاحبه ای را با این فرهیخته گرامی انجام داده ایم که ماحصل آن تقدیم خوانندگان می شود.


تعریفتان از شعر و شاعر چیست؟

شاعر کسی است که با تمام وجود خود به محیط اطرافش کاملا وقوف و اشراف دارد. شاعرعلاوه بر اینکه دارای نهاد شعری باشد باید حس جوششی و حساسیت  لطافت روحی او باعث سرایش شعرهای زیبا و تاثیرگذار شود طوریکه به راحتی پیام خود را به گیرنده و خواننده اشعار منتقل کند.

شاعر باید صادق باشد احساسش را به تصویر بکشد و رابطه ی شعر را با گیرنده برقرار کند و شعر را وسیله ی کسب منافع مادی نکند.

تحصیلات دانشگاهی چه تاثیری بر شاعر و هنر شعرگویی دارد؟

شعر و شعرگویی مرتبط با تحصیلات دانشگاهی نیست و شاعر  برای پرورش شعر خود می تواند از طریق ارتباط با کسانی که آشنا به این مقوله هستند و بهره گیر ی از منابع مختلف با قواعد شعر علی الخصوص  قواعد شعر کهن و کلاسیک که الفبای شعرگویی است آشنا شود و قواعد و قوانین مختلف شعر گویی را بشناسد.

برای گفتن شعر نو و نیمایی هم نیاز به آموختن قوانین شعر کهن (کلاسیک) است؟

همانطور که قبلا هم گفتم قواعد و قوانین شعر کلاسیک الفبای شعر گویی است و شاعر به هر سبکی که بخواهد شعر بگوید باید این قوانین را بشانسد و با بهر گیری از این قوانین است که می تواند شعری را که به صورت جوششی سروده است با بهره گیری از این اصول پرورش داده و به ثمر برساند. برای مثال نیمایوشیج کسی بود که با تمامی ارکان و قواعد شعری آشنایی کامل داشت و با بهر گیری از این اطلاعات و توانایی ها توانست سبک جدیدی از شعر را به نام شعر نیمایی ابداع کند و این سبک شعری توانست در طول زمان جایگاه مناسب خود را پیدا کند.

کرمانشاه درشعر چه جایگاهی دارد؟

کرمانشاه دارای پتانسیل های زیادی در زمینه شعر و شعرگویی است و شاعران این خطه در سبک های مختلف شعر می سرایند البته گرایش شاعران قدیمی تر به سمت سرایش اشعار کلاسیک است و گرایش شاعران نسل جدید بیشتر به سمت شعر نو(زبان تازی شعر) است.

به نظر شما علت تحولاتی که در شعر و شعرگویی این استان بوجود آمده چیست؟

براساس تصادم آرا و عقایدی متضادی که در جلسات شعر این استان وجود دارد شعر کرمانشاه دچار تحول شده است و هر چه دامنه این تحول گسترده تر شود شعر و شعرگویی توسعه بیشتری پیدا می کند و در نتیجه این تحول پیشرفت بیشتری در این زمینه حاصل می شود.

شاعر خیز بودن و گرایش نسبتا زیاد مردم این دیار را به سمت هنر شعر نسبت به سایر هنرها چه می دانید؟

استان کرمانشاه به خاطر داشتن شرایط آب و هوایی خاص از زمان های قدیم مهد پرورش شاعران زیادی بوده است، از شاعرانی که به سبک کلاسیک و هندی شعر می گفتند گرفته تا شاعران امروزی و نسل جدید که اغلب اشعارشان به سبک نو( زبان تازی شعری ) است و این نماینگر ذوق و استعداد بی نظیر و ذاتی این مردمان در سرایش شعر است.

علت گرایش جوانان و شاعران نسل جدید به سمت سرایش شعر نو را چیست؟

یکی از علل این اتفاق عاری بودن نسل جدید از سبک های مختلف شعری است و اغلب بدلیل نداشتن پشتوانه ای در این زمینه به سمت سرایش شعر نو می پردازند تا علاوه بر بروز احساسات درونی در یک قالب شعری خاص شعر گفته باشند، یکی دیگر از علل گرایش شاعران به این سبک شعری این است که شعر نو اغلب توالی ساده صور ذهنی بوجود می آید ولی بی آنکه واقعیت مانوس و معهود خارجی را دوباره برای شاعر بسازد رشته های انس و الفت او را با واقعیت قرار دادی می گسترد، درست مانند کلماتی که از درک معنای آن قاصر باشیم و  می توان گفت صور ذهنی آفرینش خالص روح است.

تعریف شما از شعر نو یا همان زبان تازی شعر چیست؟

شعر نو آفرینش شاعرانه واقعیت است که در مکاتب مختلف تعریف آن متفاوت است.برای مثال تعریف آن در مکتب رماتیسم شعر گریز ی است و به سوی واقعیت گرایش دارد که مجزا و مجرد این واقعیت از قبل و به شکل ساخته و پرداخته وجود داشته است که همان ماهیت و تجربه احساسات است و در مکتب های دیگر این تعریف تغییر می کند.

برای مثال در مکتب رئالیسم شعر نو وسیله بیانی است که در همه موارد به کار می آید، در ادبیات جدید شعر به اشیا و امور ساخته و پرداخته و شناخته شده نمی پردازد خواه شرح تجربه زندگی باشد یا وصف منظره یا نقل داستان یا بیان اندیشه باشد.

شعر نو اغلب از توالی ساده صور ذهنی بوجود می آید ولی بی آنکه واقعیت مانوس و معهود خارجی را دوباره برای ما بسازد، رشته های انس و الفت ما را نیز با واقعیت قراردادی می گسترد، درست مانند کلماتی که از درک معنای آنها قاصر باشیم، می توان گفت صور ذهنی آفرینش خالص روح است و تا زمانی که جنبش فکر آفریننده آن را نشناسیم در درک معانی ساخته و پرداخته نمی رود. بلکه برخلاف جریان آب شنا می کند.

شعر نو احساسات،زبان، عقل و داستان سرایی را ترد می کند زیرا به هرگونه مفروض باشد مخالف است.

به نظر می آید گرایش شما به سمت شعر نو بیشتر از شعر کلاسیک است دلیل خاصی دارد؟

در شعر نو شاعر در قواعد عروض شعری دست و پا بسته نیست بنابر این  میتواند با در نظر گرفتن اصول شعر نو و رعایت هارمونی شعر و موسیقی درونی شعر حرفهای خود را آزادانه و با گستردگی زیاد بیان کند و این اتفاق منحصر به شعر نو است و در شعر کلاسیک کمتر بروز می کند.

انسان در شعر کهن کلاسیک محصور است و گفتن شعر کلاسیک وقت و انرژی زیادی را می طلبد، گرفتاری ها و مشغلات زندگی مانع این است که وقوف کامل به شعر و شعر گوئی داشته باشد و این امکان در شعر کلاسیک بسیار سخت به دست می آید در حالی که در شعر نو این اتفاق به راحتی امکان پذیر است در بیان عامیانه می توان گفت که » شعر کشف شهود لحظه است« کار افرینش شعر، شاعرانه است و به عقیده » مالارمه شاعر فرانسوی« شعر از الفاظ به وجود می آید و توجه به تجود و انتزاع است اما برخی از صور ذهنی و احساس می دانند که توجهش به واقعیت عینی است ولی در هر دو گونه کار افرینش متشابه و یکسان است.

سپردن عمل به دست الفاظ ، استعمال بی حساب صور شاعرانه است در واقعه شاعر جلوس دنیای خدشه ناپذیر و بی نقصی را که با خود او در تعمل کامل باشد انتظار می کشد .

به نظر شما چه مشکلاتی بر سر راه نسل جدید برای  پرورش و تعالی در زمینه سرایش شعر وجود دارد؟

دوری گزینی اساتید شعر کهن در امر تعلیم و تربیت شاعران و نداشتن مایه های شعری کهن در بین جوانان  باعث گرایش جوانان به سمت گفتن شعر نو و دوری از شعر کلاسیک شده است غافل از اینکه سرایش شعر نو نیازمند دانش وسیع و پشتوانه شعری کهن یا همان کلاسیک است، از دیگر دلایل گرایش نسل جدید به سمت شعر نو نا پایداری اشعار این نسل وجود دارد نداشتن خط فکری است و شا عران این نسل عاری از خط فکری هستند احمد شاملو که یکی از معرفترین در سرایش شعر به سبک جدید ( زبان تازی شعری) است به تمام اصول شعر کهن مشرف و از همه مهمتر داری خط فکری بوده است . 

وضعیت شاعران در کرمانشاه چطور ارزیابی می کنید آیا از آزادی بیان کامل بر خوردارند؟

شاعر کسی است که استقلال بیان و فکری داشته و به این دلیل نباید انتظاری از مسئولین داشته باشد چرا که شعر او محصور در اندیشه و خواسته های مسئولین می شود و شعر یک کالای تجاری نیست اما مسئولین و دولت مردان و ارگانهای مربوط به فرهنگ و هنر خود باید به سمت شاعران رفته و نیازهای آنان را رفع کنند و در صدد رفع آن برآیند چرا که بشر دارای دو وجه مادی و معنوی است که شعرا  نیاز معنوی خود را با گفتن شعر ارضا کرده و نباید برای برآورده کردن نیازهای مادی آزادگی خود را از دست دهند و مسئولین علاوه بر دادن آزادی فکری و بیان به شا عران در صدد رفع نیازهای مادی آنان برآیند برای مثال می توانند با چاپ و گسترش آثار شاعران برجسته ای که اغلب از توان مالی برخوردار نیستند علاوه بر چاپ آثار شاعر باعث توزیع و گسترش آن در جهان شوند تا آثار شاعران برجسته محدود به قید مکان نشود تا در قید زمان فراموش نشود.

با توجه به این که هم اکنون آثار بی محتوا زیادی به چاپ رسیده و اثرات ناشی از آن دامن اثار برجسته را گرفته و موجب رکود بازار کتابهای شعر شده است چه پیشنهادی دارید؟

به نظر من مسئولین باید کارشناسان واقعی، با سواد، متعهد و مسئول در راس نظارت و بررسی آثار آماده چاپ قرار دهند تا با نظارت و بررسی محتوای کتابها و علی الخصوص کتابهای شعر مانع از چاپ و گسترش کتب بی محتوا و انتشار آن شوند و علاوه بر بررسی های صورت گرفته از جنبه سیاسی به شعر بودن شعر و داستان بودن داستان توجه شود چرا که نباید مصالح نشر با چاپ کتب بی محتوا هدر داد .

از دیگر اسیبهای کتب بی محتوا می توان به دوری گزینی مردم از خرید و مطا لعه کتاب اشاره کرد چرا که مردم با خرید یک کتاب بی محتوا از فرهنگ کتاب خوانی دور خواهند شد و کتابهای با محتوا مورد محرومیت می شوند و این باعث مضرات و مشکلات اقتصادی زیادی خواهد بود.

به نظر شما برای پاسداشت و گرامیداشت روز شعر و ادب فارسی چه اقداماتی باید صورت پذیرد؟

در روز شعر و ادب فارسی برگزاری همایشهای مختلف و مجامع شعرا امری ضروری است و لزوما نباید همایشهای پر هزینه با هزینه های گزاف باشد بلکه اولین ملاک معیار از برگزاری چنین همایشهای آشنائی جوانان و مردم با شعرا است و این بیش از همه چیز نیاز مند یاری مسئولین و علی الخصوص خود شعرا است چرا که شعرای کرمانشاهی به نوعی پوچی اجتماعی رسیده و دور هم جمع نمی شوند و باعث شده جوانان با تا سی  و پیروی از اینان این روش را پیش گیرند از دیگر اقداماتی که در این همایشها و روز شعر و ادب فارسی به آن توجه شود قدر شناسی و شناساندن شا عران زنده است چرا که خود شا عران به خا طر روحیه خاصی که دارند به سمت انزوا و گوشه گیری رفته و به انجام امور فرهنگی در حوزه شعر رغبت نشان نمی دهند و اغلب جوانان نیز به این دلیل از یادگیری و تلمز در محضر این اساتید و شاعران قدیمی تر و برجسته محروم هستند.

مصاحبه: طیبه قدمی