«ابوعبدالله رودکی» نخستین گوینده شعر فارسی است که شعر فارسی را در نهایت کمال و روانی و شیرینی سرود و بنیان‌گذار کاخ شعر فارسی لقب گرفت.

رودکی در سال 858 م در روستای رودک(پنج رودک) شهرستان پنجکنت( واقع در تاجیکستان امروزی) به دنیا آمد و در دربار سامانیان از عزت و احترام بالایی برخوردار بود.

شاعر را در اواخر عمر طبق نوشته برخی تذکره‌ها بدخواهانش کور می‌کنند و او با انبوه اندوه به زادگاهش بر می‌گردد و درهمان جا وفات می‌کند.

«عبدالرحمان جامی» در بهارستان می‌نویسد: «چنان ذکی و تیزفهم بود که در هشت سالگی قرآن را به تمام حفظ کرد و قرائت بیاموخت و شعر گفتن گرفت و به واسطه حسن صوت در مطربی افتاد و عود بیاموخت و درآن ماهر شد و نصر بن احمد سامانی (امیر سامانی که درسالهای 913-943 م حکومت داشته است ش.ش) او را تربیت کرد».

در مورد تعداد اشعار رودکی نظرات مختلفی موجود است که برخی آن را به یک میلیون و سیصد هزار بیت گفته‌اند که متاسفانه از آن اشعار غرا تا زمان ما کمتر از 1000 مصرع باقی مانده که همین مقدار اندک از طبع روان و صمیمیت گفتار او حکایت می‌دهند.

رودکی با توجه به اینکه حافظ قرآن بود در اشعارش از مضامین و مفاهیم قرآنی به نحو احسن استفاده کرده و در غزل و قصیده، رباعی، بیت، فرد و قطعات ماندگارش از فیض این کتاب آسمانی بهره تمام برده که یکی از دلایل ماندگاری و پویایی شعر او همین الفت با کلام خداست.

رودکی از سوی متقدمین و متاخرین به عنوان پدر شعر فارسی مورد اعتراف و احترام قرار گرفته و او را سلطان الشعرا، آدم الشعرا، صاحب قرآن شاعری، شاعر روشن بین... و یاد کرده‌اند.

شعر رودکی زیبا، روان و سرشار از معانی بکر و جاویدانه است که اهمیت و ارزش آنها چه در گذشته، چه در حال و چه در آینده جایگاه و مقام خود را از دست نداده و نخواهد داد.

وی ستایشگر دوستی، وصاف اخلاق حمیده و حسنه و نکوهشگر اوصاف زشت و ناسوده است و در سراپای اشعارش مردم را به نیکوکاری،خلق خوش، زندگی مسالمت آمیز و دوری از دشمنی و بدکاری و بدگوئی فرا می‌خواند:

هیچ شادی نیست اندر این جهان
برتر از دیدار روی دوستان


شعر رودکی را شعرای بعدی استقبال و تضمین نموده‌اند که در این میان بهترین نظیره‌ها بر «باد جوی مولیان آید همی» سروده شده‌اند که این امر گواه آن است که هر کسی با کلام و سخن فارسی انس و الفتی دارد رودکی را پیر معنوی و استاد برحق می‌داند و مسیر او را ادامه می‌دهند.

با اینکه بیش از هزار سال از وفات این گوینده نامدار می‌گذرد ولی اشعار او آن تراوت و زلالی و گرمی و حرارت خود را از دست نداده  و در روزگار ما که با طوفان جدال و ستیز و درگیری و اختلافات عقیدتی و فکری مواجه هستیم بیش از پیش به اندرزهای او نیاز پیدا می‌کنیم.

ببینید:

چون تیغ به کف آری مردم نتوان کشت

نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت

این تیغ نه از بهر ستمگاران کردند

انگور نه از بهر نبیذ است به چرخشت

عیسی به رهی دید، یکی کشته فتاده

حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت

گفتا که «کرا کشتی، تا کشته شدی زار؟

تا باز که او را بکشد، آنکه ترا کشت؟»

انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس

تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت


و یا:

چهار چیز مر آزاده را ز غم بخرد

تن درست و خوی نیک و نام نیک و خرد

هر آنکه ایزدش این  هر چهار روزی کرد

سزد که شاد زید جاودان و غم نخورد


مگر این اشعار که به خواننده را به آزار نرساندن به دیگر مخلوقات و خواهان خوشی و خوبی دیگران است و هشدار می‌دهد که هر کار و عمل پاداشی دارد برای امروزیان مهم نیست و ارزش ندارد؟ هاشا که نه، بلکه هر کس در دل ترس از خدا و روز رستاخیز دارد و ذره‌ای از نور ایمان دارد را از بدی و بدکاری بر حذر دارد و مانع اعمال ناخوشایند می‌گردد.

پس رودکی را باید دوباره شناخت و دوباره خواند و رودکی وار زیست و اندیشید. اندیشه رودکی با دیده خرد وعقل بر عالم و آدم می نگریست و مخاطب او هم مسلمان است و هم ترسا وهم گبر و نصرانی و هم پیرو هم جوان .به این شعر و شاعر جاویدانه می‌گویند که هنوز که هزار سال از رحلتش می‌گذرد مردم شعرش را حفظ می‌کنند و طبق آن عمل می‌کنند.

در واقع رودکی رسالت شاعری خود را با سرودن این چنین سروده‌های سرمدی انجام داد.

رودکی بدون شک شناسنامه فارسی گویان است که شعر و اندیشه اش نماد افتخار و سرافرازی ماست.

در تاجیکستان، زادگاه آدم الشعرا هزاران مقاله و صدها کتاب به پاس بزرگداشت و نکوداشت او تالیف و تهیه شده و از استاد «عینی» تا «قادر رستم» تقریبا همه شعرا و محققین درباره احوال و آثار او تالیفات مفید انجام داده‌اند.

فیلم «قسمت شاعر» که در سال 1959 بر پایه نوشته استاد «ساتم اولغ زاده» با کارگردانی «بوریس کیمیاگراف» ساخته شد یکی از بهترین فعالیت‌های هنری در زمینه معرفی رودکی در سینما است.

ده‌ها خواننده اشعار او را وارد پرده موسیقی نموده‌اند و شهرستانی در این کشور نام او را دارد.

بر روی اسکناس پول ملی تاجیکستان سامانی عکس رودکی حک شده و نیز چندین انجمن، کتابخانه، خیابان، مکتب و دانشگاه با نام او گذاشته شده‌اند که همگی نشان از اجر و احترام بر این سخنور روشن ضمیر است.