در غیاب شیرکو،
شعر ، همچنان زندگی را ادامه می دهد .

 

 

-شیرکو بی کس در سال 1940 در سلیمانیه چشم به جهان گشود .
-در هشت سالگی ، پدرش (فایق بی کس) را از دست داد .
-در سیزده سالگی از مادر و خواهرانش دور ماند .
-در هفده سالگی نخستین دفتر شعرش با نام "مهتاب شعر " را منتشر کرد .
-در چهل و هفت سالگی از ستم های دیکتاتور بغداد ، وطن را ترک کرد و مقیم سوئد شد .
-در چهل و هشت سلگی ، جایزه ی "کورت توخولسکی" با عنوان "شاعر در تبعید، شاعر -آزادی خواه " را دریافت می کند .
-در 1987 لقب شهروند افتخاری فلورانس ایتالیا را می گیرد .
-در 1991 به کردستان عراق باز می گردد و وزیر فرهنگ کردستان می شود .
-شعرهای بی کس به زبان های فارسی ، آلمانی ، ترکی ، عربی ، انگلیسی ، فرانسوی ، سوئدی ، ایتالیایی و ارمنی منتشر شده است .

شیرکو آخرین و بزرگ ترین شعرش را (رهایی تن)سیزدهم مرداد سرود و شعرش را به جهان سپرد تا باز سرایی کنند . یادش گرامی :

 

ساعت:

آنگاه که پیشت می آیم

ساعت از دست زمان رها می شود و

خود را جلو می کشد

آنگاه که پیش همدیگریم

ساعت از دست زمان

به تنگ می آید و

خود را عقب می کشد